8 ماهگی
قسمت اول از عکس های 8 ماهگی نازنین زهرا

کاش دستانم آنقدر بزرگ بود که می توانستم چرخ دنیا را به کامت بچرخانم اما کسی را می شناسم که بر همه چیز تواناست.
.....تو را به او می سپارم.

درد و دل مامانی با دخملی......
ماهیان از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند و چون دریا آرام شد اسیر صیادان شدند......
دخترم تلاطم زندگی حکمت خداست، از خدا دلی آرام بخواه نه دریای آرام.

نازنین زهرای گل مامان، تو عاشق شاسخیمتی ، میری بغلش دراز می کشی و صورت خرستو نگاه می کنی و می خندی...


عمو محمد، نازنین زهرا رو خیلی دوست داره، وقتی میریم خونشون، خیال مامانی راحته چون فقط با تو بازی می کنه و تو هم اصلا خسته نمی شی....
تو این عکس هم، دومینوشو آورده و برات درست کرده تا تو به همش بزنی....
عمو جون من و نازنینم دوستت داریم...


آلبوم شلوغی های نازنین...


اینم از تفنگ ها ی عمو محمد، که همشونو داده دستت تا باهاشون بازی کنی.....


نازنینم داری تمرین می کنی تا تو آینده راننده کامیون بشی....



8 ماهگی
